ماهنامه پزشکی ضربان سلامت

06/09/2022

هیئت تحریریه مجله ضربان سلامت

مدیریت هیئت تحریریه : ایمان رضی زاده ( حکیم رضی)

ویرایشگر: احمد حسینی

نگارش : مهدی حق دوست

تصاویر : طراحی طراحان برتر اشارت

تامین کننده مالی:بنیاد تولید محتوای مجموعه بزرگ اشارت 

کنترل کیفیت: توسط شورای ممیزی و بررسی محتوا

 

*ناشر: نشر آنلاین و برخط اشارت ( انتشارات اشارت)

 

اهداف: با رویکرد ایجاد و ابراز حقایق بدون پرده و با تمام وضوح بدون هیچ گونه ملاحظه گری و غیره .بدلیل اینکه اولا آحاد مردم در جامعه با برخی مسائل آشنا بشوند و در مورد آنها براشون حقایقی روشن بشود که از اون لحاظ دیگه دوباره به آن افراد صدمه ای به سلامت شان وارد نیاید.

رده سنی مخاطبان: از سنین 14 سال تا مشایخ و سالخوردگان

فوائد مطالعه و پیگیری برای مخاطبان:

آگاه سازی کامل مخاطبین نسبت به بسیاری از مسائل که بغلط و برای اهداف خاص و ایجاد منفعت در جامعه پیریزی و ادامه یافته اند .

مطلع گشتن مخاطب از بسیاری از اطلاعاتی که به نام طب کهن و اسلامی در جامعه رواج یافته ولیکن بدلایل متعدد بصورت تغییر داده شده انتقال یافته و در این مجله اطلاعات صحیح و دارای منابع مستند به سمع و نظر خوانندگان و شنوندگان عزیز خواهد رسید.

بالا رفتن سطح معلومات و توان اجرائی برای مواجهه با تهدیدات سلامتی و حفظ صحت در جامعه.

آشنایی و هدایت مخاطبان در موضوعات مختلف و مورد نیازشان به پرتال ها و صفحات هدف گیری مخصوص در آن موارد بجهت دریافت و یادگیری کامل درباره مواضع ذکر شده .

در این مجله تمام اقشار جامعه با هدف گیری موضوعی خاص مورد خطاب خواهند بود جامعه پزشکی بنوعی و دیگر افراد جامعه به انواع مخصوص به خود .

 

پیام هدفمند:

دانستن برخی حقایق در زمینه درمان و سلامت از بطن جامعه میتواند  تحولی بزرگ بلحاظ فردی و اجتماعی در زندگی انسانها ایجاد نماید

موضوع اثباتی:

مساله درمان داروئی در جهان متغایر با ایجاد سلامت است. در ماهنامه پزشکی ضربان سلامت

موضوع کلی:
روش های درمانی و استفاده از داروهای شیمیایی
تاریخ انتشار:
06/09/2022
تحت مجوز:
انتشارات آنلاین و پرتال جامع علوم اشارت
کپی رایت مجله ضربان سلامت ©

هیئت تحریریه

ویراستار

شهلا قدری

مدیریت و محقق و نویسنده

ایمان رضی زاده (حکیم رضی)

عکس و طراحی

احمد حسینی

**سرمقاله**
موضوع: درمان داروئی یا ….
  • روش های درمانی در امروزه روز و روش های درمان از طریق طب اصیل ، آیا کدامیک تاثیر بالاتری میتواند برجای بگذارد ثابت میکنیم که روش های جدید حتی ذره ای نمیتوانند به گرد پای اصول و طریق اصیل درمان طبی رسند.
  • آیا این درست است که طبق گفتار خود شرکت ها و سازمان های بزرگ داروئی ضمن برگزاری جلسات متعدد برای به حداقل رساندن عوارض درمان داروئی به این موضوع رسیده اند که بیش از یک قرن و بلکه بیشتر است که دارو جزو یکی از عوامل ایجاد مرگ در جامعه بوده و هست حال آنکه باید برای درمان بدون هیچ ایجاد صدمه ای باید دارای کارایی باشد .!
  • در کشور های مانند آلمان سالهای طولانی است که از داروهای گیاهی و یا بر پایه یک گیاهدارو برای درمان بیماریهای بسیار خاص و جدی استفاده میگردد حال آنکه در کشور خود مان که ریشه ورود این قسم موارد به جهان غرب بوده و هست تماما مملو از داروهای شیمیایی و مخرب برای استفاده های درمانی است ! دلیل این موضوع را بررسی خواهیم نمود.
  • آیا امکان درمان انواع سرطان ها بدون بهره از شیمی درمانی و یا اعمال یداوی جراحی وجود دارد ؟ یا خیر؟ چرا اگر گفته شود و مصادیق بسیاری نیز معرفی شود که درمان شده اند اما تمام تلاش و کوشش افراد بر این خواهد بود که این امر را باور نکنند و از همه بیشتر پزشکان و همکارانی که بیماری از بیمارانشون که مبتلا به این مرض بوده و درمان شده اند و آنا با چشم خود دیده و باز با تمام تلاش سعی به قبول نکردن دارند تا فهم این موضوع !!! دلیل این همه مقاومت های گوناگون برای درک و باور آنچه دیده اند و برایشان در آن لحظه ثابت شده بوده است دلیل این موارد واقعا چیست ؟!
  • بیماری سرطان و بهترین راه های درمان آن بنحوی که دارای عوارض انواع شیمی درمانی و غیره نباشد!!
ماهنامه پزشکی ضربان سلامت
1

عجز دانشمندان از حل مساله غامض دارو

مساله تاثیر استفاه از دارو ها در درمان داروئی بر افراد جامعه انسانی

ماهنامه پزشکی ضربان سلامت

درباره درمان داروئی از جنگ جهانى دوم به اين طرف، بيش از هزار كتاب و مجله و مونوگرافى و بيش از دهها هزار مقاله پيرامون زيانها و خطرات غير قابل جبران داروها، توسط استادان و متخصصان رشته‏ هاى مختلف پزشكى و دانشمندان صلاحيت‏دار، تهيه و منتشر شده و كنفرانسها و كنگره‏ ها و سمينارهاى متعددى چه در هر كشور جداگانه و چه بطور بين المللى، هرچند وقت يكبار، درباره همين موضوع منعقد گرديده، و از اينها مهمتر سازمان بهداشت جهانى از بيست سال پيش تاكنون با تشكيلات وسيع و شبكه جهانى خود و با پيگيرى خستگى ‏ناپذيرى براى حل مساله دارو اقدامات مجدانه به عمل آورده است، ولى طبق اسنادى كه در دست است نه تنها از اين اقدامات نتيجه‏ اى سودمند به نفع بيماران گرفته نشده، بلكه روز به روز نيز بر وخامت امر و بعبارت ديگر بر تعداد عوارض داروها و بسط بيماريهاى ياتروژن، در همه كشورهاى جهانى، افزوده شده است!
براى اثبات عجز دانشمندان از حل مساله غامض دارو، از شرح و بسط پيرامون كتابها و مجلات و مقالات درباره زيان داروها، بمنظور رعايت حوصله خوانندگان و عدم گنجايش صفحات كتاب، صرف‏نظر مى‏كنيم و فقط به ذكر اقدامات سازمان بهداشت جهانى و شمه ‏اى از جريان كنگره ‏هاى جهانى درباره ضرر داروها، آن هم به اختصار مى‏ پردازيم.

در سال 1960 ميلادى حادثه ‏اى عجيب و بى‏ سابقه در جهان پزشكى اتفاق افتاد كه بي درنگ در كليه كشورهاى جهان، با سرعت هرچه تمامتر، بازتاب يافت و هياهو و غوغاى آن، از لحاظ اهميت، همه حوادث و رويدادها را تحت الشعاع خود قرار داد. اين حادثه عجيب و بى‏سابقه، به دنيا آمدن هزاران نوزاد ناقص الخلقه از مادرانى بود كه در دوران باردارى قرصهاى آرام‏بخش و خواب‏ آورى از نوع تاليدوميد خورده بودند. تا آن زمان، در تاريخ پزشكى و داروسازى، بطور مسلم، حادثه ‏اى چنين با هياهو كه براى افراد بشر اهميتى حياتى داشت، پيدا نشده بود. مجله معروف سلكسيون (ريدرزدايجست) شماره مورخ ژانويه 1969 ماجراى تاليدوميد را (پس از ده سال از گذشت آن ماجرا) در سرمقاله خود شرح داده است كه فقط چند جمله از آن در زير نقل مى‏شود:
آيا به خاطر داريد كه در سال 1960، بناگاه، در چندين كشور، متجاوز از ده هزار نوزاد ناقص الخلقه به دنيا آمدند كه بعضى‏ها بى‏ بازو بودند و برخى كر كامل به دنيا آمدند و بسيارى نقص‏هايى در بدن خود داشتند كه به هيچ وجه درمان‏پذير نبود و علت همه اينها اين بود كه مادرانشان در ابتداى دوران باردارى دارويى آرام‏بخش به نام تاليدوميد خورده بودند.

معمولا وقتى يك ماده شيميايى جديد از طرف كارخانه سازنده معرفى مى‏شود، اثرات فيزيولوژيك و فارماكولوژيك آن ابتدا بر حيوانات بررسى شود و پس از شناسايى كامل از متابوليسم، عوارض و مسموميت آن، در صورت بى‏ خطر بودن و داشتن نتايج درمانى رضايت‏بخش، اجازه مصرف آن براى انسان صادر مى‏گردد ولى با وجود تمام اين مراسم چه بسا دارويى كه از تمام مراحل آزمايشى و شاهدهاى بازبينى بى‏عيب گذشته و حتى مصرف عمومى فراوانى نيز پيدا كرده است، مع ذلك از لحاظ بيولوژيكى جديدى فعاليت نوظهورى نشان مى‏دهد كه در موقع انجام شواهد مربوط مخفى مانده است. براى مثال كافى است از داروى تراتوژن معروف، يعنى تاليدوميد، نام ببريم و چنانكه مى‏دانيم يكى از داروهاى پرمصرف مسكن حاملگى بود كه تمام مراحل آزمايشى را پشت سر گذاشته بود و متأسفانه پس از چند سال كه در نزد هزاران خانواده مصرف شد، اثرات بهنجار آن به ثبوت رسيد و به‏ طورى‏كه آمار نشان داد تنها در آلمان ده‏ هزار بچه، در ژاپن هزار بچه و در انگلستان 400 و در اسكانديناوى 280 بچه ناقص الخلقه از خود به يادگار گذاشت! تا اينكه مصرف آن ممنوع گرديد و تازه اين آمار وحشتناك پس از مدتى كم در كشورهاى پيشرفته‏اى كه از نظر علمى و فنى در سطح بالايى بود اعلام شد و در غير اين صورت معلوم نبود اين فاجعه به كجا خاتمه مى ‏يافت. اثر تراتوژنيك تاليدوميد درس عبرتى است براى ساير مواد شيميائى كه حتى اثر سلامتى بخش آنها در حيوانات به ثبوت رسيده و از مرحله كنترل استاندارد هم گذشته باشد ولى ممكن است در روى اجتماعات مختلف اثرات سويى به بار آورد.

مجله پزشکی ضربان سلامت

همين‏كه خطر تراتوژنى (نقض خلقت) بر ساير خطرات داروها اضافه شد سازمان بهداشت جهانى بطور جدى و مستقيم دخالت كرد و در سال 1968 يك مؤسسه بين المللى به نام «هشدار درباره داروها» «1» برپا ساخت كه هدف آن جمع ‏آورى مدارك مربوط به اثرات نامطلوب داروهاست. در سال 1968 ده كشور بزرگ جهان (كشورهاى متحده آمريكا، انگلستان، ايرلند شمالى، سوئد، جمهورى فدرال آلمان، چكسلواكى، هلند، كانادا، زلاندنو و استراليا) همكارى خود را براى انجام دادن اين امر با سازمان بهداشت جهانى قبول كرد و گزارشهاى مربوط به زيان داروها را كه بوسيله پزشكان عمومى يا متخصصين و نيز توسط بيمارستانها تهيه مى‏شود مرتبا به سازمان مزبور مى‏ فرستد. در سال 1972 تعداد كشورهاى همكارى‏ كننده با سازمان بهداشت جهانى به 15 و در سال 1977 به 23 كشور رسيد. در هريك از اين كشورها تعداد كافى متخصص در پزشكى بالينى، بيماريهاى واگير، داروشناسى، سم‏ شناسى، علوم دارويى آمار و كامپيوتر و نيز وسايل ادارى و دبيرخانه فراهم شد و پيداست كه انجام اين كارها براى تحقيق در زيان داروها مستلزم هزينه‏ هاى هنگفت است. سازمان بهداشت جهانى تا سال 1977 جمعا تعداد 34524 گزارش راجع به حوادث خطرناك 2248 داروى مختلف از پانزده كشور عضو دريافت كرد و به طورى كه در مجله كرونيكل‏ «2» وابسته به سازمان بهداشت جهانى مورخ اكتبر 1977 صفحه 454 آمده است:
«در ماه مه 1977 سازمان بهداشت جهانى داراى 130000 پرونده مربوط به آثار نامطلوب داروها بوده و اين آثار نامطلوب متعلق به 3000 ماده دارويى موجود در 10000 داروى اختصاصى است. در هر سال بطور متوسط 16000 پرونده و 1000 دارو به آن افزوده شود.» ولى با نهايت تأسف بايد اعتراف كرد كه نتيجه آن‏همه اقدامات مهم سازمان بهداشت جهانى و كشورهاى وابسته به آن و صرف بودجه‏ هاى هنگفت و آن همه نيروهاى عظيم انسانى، صفر يا چيزى نزديك به صفر است! به دليل اينكه سازمان‏
______________________________
(1).P harmacovigilance
(2).Chronicle

بهداشت جهانى كدام وسيله را در اختيار دارد كه اقدامات خود را در اختيار صدها هزار پزشك در اقصى نقاط جهان بگذارد؟ جاى سؤال است كه كدام‏يك از پزشكان جهان از زيانها و خطرات اين 10000 داروى اختصاصى اطلاع دارد؟ ولى در برابر، سازمانهاى نيرومند تبليغاتى لابراتوارهاى داروسازى جهان تا تصور شود وسيله در اختيار دارد كه خواص معجزه ‏آسايى براى فرآورده‏ هاى خود در مغز پزشكان و عامه مردم فرو كند و پزشكان به دمى از تأثير اين تبليغات فريبنده در امان نيستند و كار به جايى رسيده است كه نه تنها پزشكان معالج بلكه استادان فارماكولوژى هم بناچار در كتابهاى كلاسيك كه در دانشكده ‏هاى پزشكى تدريس مى‏كنند در اين باب به انتقاد شديد پرداخته‏ اند. چون قرار رعايت حوصله خوانندگان و كوتاه و مختصر كردن كلام است تنها به ذكر يك حكايت از پزشكان و يك شكايت از استادان فارماكولوژى بسنده شود.
مارك نيرو «3» مى‏نويسد: «در بازارهاى دارويى دهها هزار داروى اختصاصى وجود دارد و هر ماه چندين صد داروى تازه بر آنها افزوده شود و هريك از ما (پزشكان) هر هفته تقريبا دو كيسه اوراق تبليغاتى دريافت مى‏ كنيم.»
و اما شكايت: «بى‏ شك بايد اعتراف كرد كه پزشك بيدرنگ پس از فراغ از تحصيلات پزشكى و گاهى مدتى قبل از آن با كارخانه‏ هاى داروسازى ارتباط پيدا كند و در جريان داروها قرار گيرد. و اين تنها مرجع اطلاعات پزشك از نوع داروها و خواص آنهاست، ولى درعين ‏حال معلوماتى كه از صدها لابراتوار داروسازى به دست مى‏ آورد، اغلب ناقص و گاهى هم مخالف با يكديگر است. ازاين‏رو تقريبا نيمى از پزشكان از نقص اطلاعات خود شكايت دارند و اين نقص اطلاعات وضع نگران‏ كننده‏ اى به وجود آورده است. از جمله اينكه در حدود نيمى از پزشكان عمومى از اثرات تداخل بين داروهاى ضد انعقاد و داروهاى ضد ورم اطلاعى ندارند. علاوه بر اين، پزشكان كنونى از مقايسه منافع و مضار داروهاى مختلف باهم عاجزند درحالى‏كه مى‏ دانيم اين مسأله از لحاظ تصميم پزشك، قبل از اقدام به هر درمان، تا چه اندازه اهميت دارد.

پادکست موضوعی ماهنامه تخصصی ضربان سلامت که متناسب با موضوع منتشره تولید و در هر ماهنامه ارائه میگردد را بشنوید تا با این موضوع مهم و اساسی و آنچه را که باید بدانید و آنچه را که پنهان داشته شده و به همین دلیل نمیدانید موجب شود بوسیله آگاهی مناسب بتوانیدبیشتر و بهتر نیل به سوی زندگی سالم و پر از سلامت نمائید .

تست صوت در مجله
توسط: حکیم رضی
ماهنامه پزشکی ضربان سلامت
2

دو مساله ایجاد شده بوسیله داروها در جهان در مجله پزشکی

داروهايى كه امروزه براى درمان بيماريها تجویز و مصرف میشوند از دو نظر دارای مساله میباشند:
1- از نظر عوارض جانبى و خطرات و مرگ‏ و مير براى بيماران. و ازاين ‏روست كه در كتاب طب داخلى هاريسون‏ «1» چاپ 1975 (ترجمه فرانسوى از انگليسى) جلد اول، صفحه 388 چنين آمده است: «بيماريهاى ناشى از مصرف داروها را امروزه بايد بعنوان يك مسأله آن هم مسأله‏ اى خردكننده‏ «2» براى سلامتى افراد بشر تلقى كرد.»
2- از نظر زيانهاى مالى و هزينه های بسيار سنگين در بودجه دارويى دولتها و شركتهاى بيمه و سنديكاهاى كارگرى و توده عمومى مردم. پروفسور شارل سورنيا «3»، مسئول حفظ بهداشت و سلامت و درمان مردم فرانسه و رئيس دو هزار پزشك مسئول بيمه‏ هاى اجتماعى (اين مسئولان هر روز بوسيله صد هزار پزشك بيمه به وضع سلامتى فرانسويان رسيدگى مى‏ كنند) در كتاب كارخانه ‏هاى بيمارسازى، غارتگرى در پزشكى‏ «4» صفحه 83 چنين نوشته است:
«در كشور فرانسه سالى صد ميليارد فرانك براى درمان بيماران خرج مى‏ شود و سلامتى مردم كه سابقا يك مسأله فنى بود، اكنون به يك مسأله اقتصادى تبديل شده‏ است و ديگر به مبارزه عليه ميكروب و سرطان خلاصه نمى‏ شود، بلكه شامل حيات مالى و اقتصادى كشور نيز هست.»

در اين بخش توضيح داده خواهد شد كه چرا (دارو) امروزه در محافل پزشكى جهان بعنوان يك (مسأله) مطرح شده و چرا تاكنون اين مسأله لاينحل مانده است؟ در دومين بخش، به يارى خداوند، به حل اين مسئله غامض و لاينحل پرداخته خواهد شد.
هر داروى شيميايى سم و زهر و براى سلولهاى بدن خطرناك است. كلود برنارد «5» فيزيولوژى‏ دان شهير فرانسوى در بيش از يك قرن پيش گفته است:
«موادى كه از راه تركيب و ساخت به دست آيد جزء سلولهاى بدن نشده و براى سلولها خطرناك است.» «6»
در زمان ما نيز پروفسور دلبه‏ «7» باز همان سخن كلود برنارد را تكرار كند و گويد: «شيمى‏ دانان كه در كمال مهارت و استادى در باب اتم‏ها و ملكولها و راديكالها كار مى‏ كنند، هر روز، داروهايى جديدتر و مؤثرتر مى‏ سازند ولى همه آنها بدن انسان را مسموم و زهرآگين سازد.» «8»
پروفسور برتران نيز چنين گفته است‏ «9»:
«هر عامل فيزيكى يا شيميايى يا زيستى (بيولوژيكى) كه براى درمان يك مرض به كار رود ممكن است در تعادل متابوليك اختلالى به وجود آورد و براى بدن بالقوه عاملى مضر به شمار رود، پس عجب نيست اگر با توسعه مصرف داروها، بيماريهاى ياتروژنيك‏ «10» (بيماريهايى كه بوسيله پزشكان به وجود مى ‏آيد) نيز روزافزون شود.»
بنابراين دارو بمحض اينكه به درون بدن درآمد بمنزله يك جسم خارجى و سمى به شمار آيد و دستگاه پيكر به دفع و رفع آن برخيزد. ذكر كلمه (سم يا زهر) كه در مورد دارو به كار برده شود، نبايد مردم و بويژه بيماران را بيمناك سازد، زيرا به طور كلى اين اصل مسلم را بايد هميشه به ياد داشت كه: «هيچ‏ چيز سم نيست و درعين ‏حال همه چيز سم است، زيرا، در حقيقت، اينجا تنها مقدار مطرح است.»

______________________________
(1).
T. R. Harrison, Principe de Medecine Interne, Flamarion.
(2).Probleme ecrasante
(3).Prof .Jean Charles Sournia
(4).
Ces malades quon fabrique, la Medecine gaspillee, 7791 seuil.

 

توضيح آنكه اگر به كتابهاى پزشكى و داروسازى مراجعه شود، ديده خواهد شد كه دانشمندان در تعريف غذا و دارو و سم و تفكيك آنها از يكديگر به دشواريهايى دچار شده‏ اند و از لحاظ علمى نتوانسته ‏اند براى آنها تعريف جامع و مانع منطقى پيدا كنند، هرچند از نظر عوام، كلمات غذا و دارو و سم مفهومى معين و روشن دارد، ولى در تعريف دقيق علمى آنها اشكال در ميان است. زيرا غذا ممكن است بعنوان دارو به كار برده شود يا دارو خاصيت غذايى داشته باشد يا مانند سم اثر كند،
______________________________
(5).Claude Bernard
(6).
Dr. Jean Valnet, Docteur Nature, 0891, p. 22, Fayard
(7).Pr .Delbet .
(8).
Dr. Jean Valnet, Aromatherapie, 3791, p. 78, Maloine S. A.
(9).
Prof. A. Bertrand, Assise de Medecine, 6791, P. 542.
(10).Maladies Iatrogenes .

مثلا ويتامينها و بعضى آسيدهاى آمينه همه‏ روزه در مواد غذايى وجود دارد و بمنزله غذا به كار رود و درعين‏ حال براى بدنهايى كه به كمبودهاى ويتامينى يا بعضى از مواد غذايى دچار است از عناصر دارويى به شمار آيد. همچنان بعضى از اجسام معدنى از قبيل يد و آرسنيك و فسفر و آهن ظاهرا از داروها به شمار آيد، ولى در حقيقت آنها را بايد در رديف مواد غذايى به حساب آورد. زيرا اين اجسام در سازمان و تركيب پروتوپلاسم زنده وجود دارد و بسبب آنكه براى بافتهاى بدن ضرورى است ناچار بايد در مواد روزانه غذايى يافت شود. مثلا آرسنيك در غده تيروئيد كه تقريبا 127 گرم وزن دارد به مقدار يك ميليگرم و در تيموس و مغز و پوست به مقدار فوق العاده ناچيز و غير قابل اندازه ‏گيرى موجود است. بنابراين بايد آن را به منزله يك ماده غذايى شمرد و جزء مواد غذايى روزانه به بدن وارد كرد. اما همين آرسنيك، به مقدار معين، براى درمان بعضى از بيماريها، تجويز شود و به اندازه درمانى اشتهاآور و براى رفع كم خوني هاى مزمن بسيار مفيد است، اما به مقدار زياد از سموم قتال محسوب شود و براى زهرآگين ساختن و مسموم كردن اشخاص يا خودكشيها ممكن است به كار رود. پس اين گفتار راست و درست است كه هيچ ‏چيز سم نيست و همه چيز سم است و در حقيقت فقط مقدار مطرح خواهد بود. ازآن‏رو داروشناسان براى مواد دارويى، بمنظور درمان بيماريها، حد اقل و حد اكثر قائل شده و گفته‏اند: «مقدار حد اقل يا آستانه درمانى يك دارو كمترين مقدار آن است كه صددرصد موارد مؤثر واقع شود. مقدار حد اكثر بيشترين مقدارى است كه بدن تواند بر خود هموار سازد و تحمل كند و از آن حد به بالا عوارض تسمم و زهرآگينى و جانبى پديد آرد. فاصله ميان دو مقدار حد اقل و حد اكثر به ميدان درمانى‏  موسوم است. نسبت ميان اين دو مقدار:
ضريب درمانى‏  نام دارد. حد اقل مؤثر دارو/ حد اكثر قابل تحمل دارو
براى رفع عيب ضريب فوق كه كمتر از يك است معكوس آن را به كار مى‏برند يعنى:
حد اكثر قابل تحمل دارو/ حد اقل مؤثر
هرچه اين ضريب بزرگتر باشد، درجه تأثير دارو بيشتر است

ماهنامه پزشکی ضربان سلامت
3

خشت اول را نهادند کج!!!

در 450 سال پيش خشت نخستين بناى معظم پزشكى جديد، به توسط معمار نخست اين بنا، يعنى پاراسلس كج كار گذاشته شده و با وجود اكتشافات عديده شخصيتهايى عاليقدر و نوابغى عاليمقام، مانند كلود برنارد و پاستور و ديگران كجى اين ديوار، بمرور زمان و رفته رفته فزونى يافته است. در قرن نوزدهم، اين كجى باندازه كافى محسوس گرديده و در قرن بيستم به آن درجه شدت يافته كه خطرات بسيار و تلفات بيشمار بيماران را به وجود آورده است، تا آنجا كه سالى در حدود دو ميليون تن از بيماران، در سراسر جهان، بعلت آسيبهاى ناشى از داروها و درمانهاى كنونى، جان خود را از دست مى‏دهند! و اين براستى، مايه كمال افسوس و دريغ است.
براى اثبات اين امر بايد از همان خشت نخستين ساختمان، يعنى از زمان پاراسلس كه ريشه خطاها از آنجا سرچشمه مى‏گيرد، شروع كنيم و علت العلل خطرات و تلفاتى را كه امروز نصيب بيماران بينوا مى‏شود در همان جا جستجو نماييم.
يكى از بزرگترين علل خطاها و خطراتى كه در پزشكى معاصر وجود دارد اين است كه از زمان پاراسلس به بعد، طب طبيعى به طب شيميايى تبديل شد و علم شيمى يكى از اركان اصلى دانش پزشكى به شمار آمد و براى شناخت مواد موجود در طبيعت و پى بردن به خواص آنها، مواد مزبور را در آزمايشگاهها تجزيه كردند.
فلسفه پيدايش مكتب مزبور كه بعدا به تدريج رونق پيدا كرد اين بود كه مى‏گفتند آنچه در طبيعت وجود دارد مخلوطى از مواد گوناگون است كه هر نمونه ‏اى از آن‏ خواصى جدا دارد. مثلا، چنانكه مى‏دانيم، آب چشمه ‏سارها و چاهها و رودخانه‏ ها و درياها اگرچه همه آب است، ولى هيچ‏كدام به يكديگر همانند نيست، زيرا اين آبها مخلوطى از آب و مواد مختلف است. ولى اگر آب را تقطير كنيم و آب مقطر به دست آوريم، اين آب مقطر در هر زمان و هر مكان داراى خواص كاملا ثابت است.
در علم شيمى، به هرگاه از آب و خواص آن بحث مى‏كنند، منظور تعيين خواص فيزيكى و شيميايى آب مقطر است كه تركيب آن مشخص و در همه جا ثابت و يكسان و فرمول آن‏H 2 o مى‏باشد. چنين آب مقطرى را كه خواص ثابت دارد جسم خالص گويند و بر همين قرار، براى شناخت انگور كه مخلوطى از مواد مختلف است بايد آن را تجزيه كرد و خواص اجزاء متشكل آن را كه اجسامى خالص با فرمول‏هايى مشخص و ثابت است مورد تحقيق قرار داد.
اين روش تحقيق و اين طرز عمل كه براى شناخت مواد موجود در طبيعت به كار مى‏رود، در شيمى صنعتى، به منظور تهيه مواد شيميايى مورد نياز بشر، نتايجى بسيار درخشان داده و زندگانى آدميان را بتدريج دگرگون كرده و در پيشرفت سريع تمدّن جديد سهمى بسزا داشته است. ولى براى شناخت خواص مواد گوناگون غذايى، يعنى موادى كه طبيعت در اختيار ما گذاشته، از قبيل شير، تخم‏ مرغ، گوشت، كلم، كدو، شنبليله، سيب، زردآلو، و غيره و غيره، اين روش تحقيق، اصولا غلط و نتايج عملى آن تاكنون با خطاها و خطراتى همراه بوده است. ذكر يك نمونه براى اثبات اين مطلب كافى است:
در قرن نوزدهم شيمى‏دانهاى اروپا، براى پى بردن به خواص غذاها، بنا را بر تجزيه گذاشتند و چون در كليه غذاها بيش از سه نوع ماده (پروتئين و كاربوئيدرات و چربى) نيافتند معتقد شدند كه كليه مواد غذايى تنها از اين سه نوع ماده به اضافه مقدارى املاح و آب تشكيل يافته است.
البته تجزيه آنان غلط نبود و امروز هم مورد قبول عموم دانشمندان جهان است، ولى خطاى فاحشى كه در آن وجود داشت و اكنون همه به آن اعتراف دارند اين بود كه مى‏گفتند انواع مختلفه مواد غذايى از هر منبعى كه به دست آيد جز مخلوطى از اين سه نوع ماده (پروتئين، كاربوئيدرات و چربى) نيست و بنابراين همان‏طور كه از تركيب ئيدرژن و اكسيژن آب به وجود مى‏آيد، از مخلوط كردن اين مواد سه‏ گانه به نسبتهاى معين و افزودن مقدارى املاح و آب بر آن مى‏ توان، بگونه ‏اى صناعى، غذا ساخت و به مصرف تغذيه بشر رساند.

ماهنامه پزشکی ضربان سلامت
4
ماهنامه پزشکی ضربان سلامت
5
ماهنامه پزشکی ضربان سلامت
6
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.